مخفینبشت

متن مرتبط با «آرمین 2afm روز رفتنت» در سایت مخفینبشت نوشته شده است

نوروز عجیب 99؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    نوروز عجیب 99 اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «نوروز عجیب 99» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. سال 98 پر از حادثه عجیب و باورنکردنی بود که هر کدومش به تنهایی میتونست یک سال رو زهرمار همه کنه! اما به طرز عجیبی مجموعه ای از اتفاقات در این سال افتاد که هنوزم که هنوزه نتونستیم باهاش کنار بیایم. آخرینش شی...

    ادامه مطلب
  • نوروز عجیب 99

  • نیلوبلاگ

    سال 98 پر از حادثه عجیب و باورنکردنی بود که هر کدومش به تنهایی میتونست یک سال رو زهرمار همه کنه! اما به طرز عجیبی مجموعه ای از اتفاقات در این سال افتاد که هنوزم که هنوزه نتونستیم باهاش کنار بیایم. آخر...

    ادامه مطلب
  • روزها سریع میگذرن ...

  • نیلوبلاگ

    تعطیلات عید به سرعت رو به تمام شدن هستن و کم کم برمیگردیم به حالت عادی زندگی. نوروز خلوتی رو گذروندیم و کم رمق! خبر خاصی نبود و منم کمی تونستم استفاده کنم ولی خوب نه!شاید امروز بلیط اتوبوسم رو هم بگیرم و آماده برگشت به تهران بشم کم کم.کارهای زیادی برای انجام دادن دارم و باید متعهد بشم به نظم و برنامه ریزی هایی که انجام میدم و گرنه خیلی کار سخت میشه.رفتم تهرا...

    ادامه مطلب
  • این روزا و روزای نزدیک!

  • نیلوبلاگ

    اومدم تهران رفتم کلاس زبان ثبت نام کردم و گفتن از نیمه اردیبهشت شروع میشه. کلاس SQL رو هم نوروز ثبت نام کردم و پنج شنبه اولین جلسه اش بود و شرکت کردم. به نظرم کلاس خوبیه و خوشحالم که ثبت نامش کردم. یه کلاس دیگه ای که ثبت نام کردم کلاس داده کاوی با پایتون بود که اونم 7 اردیبهشت شروع میشه. امیدوارم تابستون و بعد از پایان امتحانات دانشگاه بتونم کار پیدا کنم و ب...

    ادامه مطلب
  • این روزا

  • نیلوبلاگ

    خب خدا رو شکر در کل خوبه همه چی ... استاد راهنما رو طی یک فرایند عجیب انتخاب کردیم و خوشبختانه استاد خوبی نصیبم شد ولی هنوز به طور مشخص موضوعی انتخاب کردم که با همکاری استاد قطعا به نقطه خوبی خواهم رسید. اوضاع و احوال خوابگاه هم خوبه و خدا رو شکر با ...

    ادامه مطلب
  • سه روز تا ارشد 96

  • نیلوبلاگ

    اوضاع نسبتا راضی کننده ست و امیدوارم. برخی لحظات ناامیدم و برخی لحظات زیادی خیالبافی میکنم اما جدا از این فضاهای احساسی و به دور از واقعیت فکر میکنم یک رتبه دو رقمی کاملا قابل دستیابی باشه. استرس هم دارم اما در حد معقول اما حس میکنم کمی از سال قبل بیشتره که فکر میکنم طبیعی هم هست. حوزه آزمونم شده د...

    ادامه مطلب
  • 25 سال و 7 روز

  • نیلوبلاگ

    25 سال و 7 روز سن دارم! نمیدونم الان زمانی که بخوام سنم رو بگم باید بگم 25 سال یا 26 سال؟! من از بچگی همیشه فکر میکردم که باید به بالا گرد کنم اما الان دوست دارم به پایین گرد کنم! احتمالا بگم 25 سال ... اینطوری احساس پیری نمیکنم !! 14 آبان حوصله نوشتن نداشتم و گفتم میذارم زمانی که 25 سال و 7 روزم شد مینویسم! تنها دلیلش هم این بود که عدد 7 رو دوست داشتم." 25 سال و 7 روز " عبارت قشنگیه به نظرم! پارسال روز تولدم نوشته بودم: "امیدوارم سال آینده روز تولدم از خوابگاه دانشگاه صنعتی شریف پست بذارم" ولی خوب الان تو بندر، تو اتاق خونه نشستم و غروب جمعه رو با یادآوری یک هفته کم کار و تابستونی که از دست رفت و حس همیشگی حسرت میگذرونم. دارم کم کم به وضعیت شمارش روزهای از دست رفته برای آمادگی ارشد نزدیک می...

    ادامه مطلب
  • آرمین رفت ...

  • نیلوبلاگ

    آرمین حدود یه ساعت پیش خداحافظی کرد و پرونده همدان رو بعد پنج سال بست. آرمین جز اولین افرادی بود که تو کلاس باهاش آشنا شدم و با وجود اینکه از همون سال اول خونه گرفته بود و تو خوابگاه نبود؛ باز هم دوستی خوبی بینمون شکل گرفت و البته تو این 5 سال پستی و بلندی کم نداشت. در هر صورت آرمین از اون آدم هایی خواهد بود که بعد از همدان برای خودم حفظش میکنم و همیشه دوست من خواهد بود. امیدوارم باز هم همدیگه رو ببینیم و روزهای قشنگتری هم داشته باشیم. + امروز ساعت 6 با مسعود، ابی، مری و ارشیا رفتیم جایی که همیشه تیر ماه باید میرفتیم: مرادبیک. پوستم کنده شد! خیلی وقت بود اینق...

    ادامه مطلب