خب خدا رو شکر در کل خوبه همه چی ...
استاد راهنما رو طی یک فرایند عجیب انتخاب کردیم و خوشبختانه استاد خوبی نصیبم شد ولی هنوز به طور مشخص موضوعی انتخاب کردم که با همکاری استاد قطعا به نقطه خوبی خواهم رسید.
اوضاع و احوال خوابگاه هم خوبه و خدا رو شکر با بچه ها خوب میگذره.
استاد یکی از درسا یه جایی رو برای کار معرفی کرد و رفتم با مدیرعامل شرکت صحبت کردم. شاید قسمت بشه برم سر کار به زودی هر چند که فشار کار و درس به طور همزمان میتونه با درد و خون ریزی همراه باشه!
چند وقته از یه دختری یه مقدار خوشم اومده!! دارم به طور جدی فکر میکنم که برای بار اول برم پیشنهاد دوستی بدم. از انتخابم خیلی مطمئن نیستم ولی برام مهمه که حرفم رو نگه ندارم و برم رو در رو صحبت کنم و بگم که بهش حس دارم و دنبال یه رابطه خوبم ولی خب بلد نیستم :(
برچسب:
نویسنده: یاسین رادمنش