17 تیر عروسی مهرداد بود و با توجه به خواست خانواده برای عروسی از چهار روز قبلش رفتم و عروسی رو خوب گذروندیم با وجود گرما و آتیش سوزی پتروشیمی بوعلی که به هر ترتیبی که بود به خیر گذشت و منطقه از یه فاجعه احمقانه! نجات پیدا کرد.
بعد از عروسی دوباره برگشتم همدان و الان طبقه پایین با مسعود و علی ا. هستیم. دانشگاه هم قراره 26 تیر تا 6 شهریور تعطیل باشه کار پروژه و معرفی به استاد بنده هم میره برای شهریور! حالا شهریور ماه مجبورم دوباره بیام همدان تا کارام رو انجام بدم و البته کلی هم سختی متحمل خواهم شد. خلاصه اینکه کار گره خورد!
+ هنوز هیچی نشده نگران کنکور هستم با توجه به اینکه عروسی های وقتگیری در پیش داریم. 3 مهر عروسی ناهیده و 8 مهر عروسی آرزو. از طرفی شهریور باید همدان هم بیام که حداقل یک هفته وقتم رو میگیره.
+ ولی چیزی که از همه بیشتر اذیتم میکنه احساس نیاز به "استقلال مالی" هست. حالت ایده آل برای من در یک سال آینده اینه که صبح تا ظهر به صورت تایم اداری برم سر یه کاری و کمی پول دربیارم و کمی هم که شده دستم تو جیب خودم بره و بعد از ظهر هم بشینم برای کنکور بخونم و به امید خدا سال آینده برم دانشگاه شریف.
برچسب: گره کراوات,گره چینی,گره بان,گره كروات,گره دریایی,گره کور,گره دستبند,گره كراوات,گره بان اهل حق,گره های لنفاوی,
نویسنده: یاسین رادمنش