خرید بک لینک

مدت زیادی گذشته از نوشته قبلی ... خب مثل همیشه تنبلی و بی خیالی و ...

ترم 1 خیلی سریع و بدون کنترل روی محتوا و زمان گذشت. برای پایان نامه اصلا زمان نذاشتم و یکی دوبار فقط رفتم پیش استاد راهنما و کار خاصی نکردم و خدا رو شکر اونم گیر نداد. درسای ترم هم خیلی به درد نخور گذشتن و عایدی نداشتن برام! نمره ها هم هنوز خیلی نیومده ببینم وضعیت ترم چی میشه.

از فردا هم میرم سر کلاس ترم دوم ... بدترین برنامه ممکن رو دارم! با 9 واحد درس باید 4 روز هفته کلاس برم! مزخرف! مزخرف! مزخرف!

از دوره هایی هم که ترم یک رفتم بهره ای نبردم و فقط پول هدر دادم! کلاس زبان هم نرفتم و ورزش و تمرین و رژیم هم که تعطیل بود و وزن هم اضافه کردم! خلاصه اینکه فقط گذشت و نتونستم تاثیر مثبتی روی گذرش بذارم!

وضعیت خوابگاه هم کمی اعصاب خوردکن شده و بی نظمی ها و بی مسئولیتی های برخی هم اتاقی ها آزارم میده!

بین دو ترم هم این جا بودم و خونه نرفتم!

+ اواسط اسفند عروسی سعیده!

+ اون کاری که اوایل ترم بحثش بود جور نشد و عملا پیچیده شدیم!

+ از دست خودم و کارام و حماقت هام عصبانی هستم! عصــــــبانـــــی!

+ اگر تا تابستون نتونم کار پیدا کنم و درآمد کسب کنم ترجیح میدم بمیرم!! از خجالت بمیرم!!!

 26 سال و 3 ماه و 13 روز سن دارم!

خدایا عقل و شعور و همت به من عطا کن ...

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۶ساعت 21:30 توسط Me |

برچسب: نویسنده: یاسین رادمنش تاريخ: شنبه 26 اسفند 1396 ساعت: 1:52

صفحه بندی