+ چهارشنبه 16 اسفند عروسی سعید بود تو اهواز. دوشنبه با اتوبوس رفتم و دیروز عصر با اتوبوس برای برگشت حرکت کردم و صبح امروز رسیدم. عروسی خیلی خوش نگذشت حقیقتش به خصوص اون حرکت پدر خانمش تو آخر عروسی اوقاتمون رو تلخ کرد. به هر حال انشاالله که خوشبخت بشه.
+ پنج شنبه 17 اسفند 96 ساعت 8:10 صبح هیربد به دنبا اومد. عمو شدم :)
هنوز موفق نشدم برم ببینمش. مثل اینکه تو بخش کودکانه فقط مادرش میتونه بره ولی احتمالا دوشنبه برم واسه دیدن عضو جدید خانواده ...
+ ترم دوم هم شروع شده و مثل برق و باد دارن درس میدن و کار هم که زیااااده ...
+ اصغر یه سری کارای تبلیغاتی بهم سپرده که براش انجام بدم. یه بخشیش رو قبل رفتنم انجام دادم و باقیش برای روزای پیش رو ...
برچسب:
نویسنده: یاسین رادمنش