10 تیر 89 ساعت 36 دقیقه بامداد
صبح کنکور ریاضی 89 برگزار می شود. من یکی از داوطلبان این آزمون هستم. اونم چه داوطلبی! داوطلبی که هیچی بلد نیست!! چرا ؟! چون از وقتش خوب استفاده نکردهو به جای درس خوندن به کارای بی اهمیت پرداخته. یکسال تمام از اواسط تیرماه سال 88 کلاس های پیش دانشگاهی ام شروع شد و من که تا به اون روز، روزانه در نهایت 4 ساعت یا حداکثر 5 ساعت توی مدرسه نبودم و کل تابستون رو الاف می گشتم باید میرفتم کلاس ... اونم تو تابستون ... حادثه جدید و جالبی بود. با بچه ها یه مینی بوس برای ایاب و ذهاب در نظر گرفتیم. هنوز روز اولی که برای ثبت نام رفتم و روزی که برای اولین بار به عنوان دانش آموز مرکز پیش دانشگاهی خوارزمی جمع شدیم یادم هست. مثل برق و باد گذشت و سال تحصیلی با یکسری نمرت تاسف آور و ناامید کننده گذشت و هیچ بهره ای نبردم و حالا که باید نتیجه 12 سال تحصیل رو ببینم به این فکر میکنم که نکند در کنکور ریاضیات را منفی بزنم!!
نمی دانستم برای چه هر روز این همه راه را تا آن مرکز میرفتم و درس میخواندم و هنوز هم نمی دانم ... نمی دانستم هدفم چیست ... بی خیال بودم! چرا اینطوری شد؟! همه اش تقصیر خودم بود، به جای درس خوندن ...!!
به همین دلیل هنوز کنکور نداده به فکر موندن برای سال بعدم ...
این بود نتیجه اون همه تلاش و زحمت برای تحصیل ...
یکم در مورد وضعیت خودت فکر کن. این در شان توست؟؟ واقعا جز خودت میتونی از کسی به عنوان مقصر یاد کنی؟ فعلا حرف دیگری ندارم... ساعت 48 دقیقه بامداد شد و من باید بروم بخوابم تا صبح زود ساعت 5:30 بیدار شوم و به جلسه کنکور برسم هر چند که امیدی نیست. امیدوارم حداقل سال 89-90 اینگونه نباشد و زمانی که سال 90 شب قبل از کنکور این نوشته را می خوانی فقط آن تنبل را سرزنش کنی که چرا تو را یکسال عقب انداخت!
امیدوارم سال 90 که این نوشته را می خوانی برای کنکور کاملا آماده باشی و در کنکور پیروز شوی و من میدانم که میشوی ... در مورد 88-89 صحبت ها باشد برای بعد از کنکور...
الان باید بروم بخوابم.
چهارشنبه 10 تیر 89 ساعت 18:50
امروز صبح کنکور دادم. با کمترین اطلاعات ممکن اما از طرفی امیدوارم کرد و از طرفی دیگر خودم را سرزنش میکردم. فهمیدم که کنکور غول بی شاخ و دم نیست. خودم رو سرزنش میکردم که چرا کم کاری کردم. اگر از عید به بعد یا حتی از امتحانات ترم دوم به بعد خوب مطالعه میکردم مطمئنم که رنبه خوبی میاوردم و مجبور نبودم یکسال پشت کنکور بمونم. از طرفی امیدوارم چون با یک برنامه ریزی خوب میتونم سال آینده یه رتبه خوب بیارم ولی چیزی که یه مقدار آزارم میده اینه که باید یکسال برای 4 ساعت آزمون درس خوند! تا حدی منو ناراحت میکنه ولی مطمئنم اگر فکرم رو برای سال آینده مقداری از سطح کنکور بالاتر ببرم و دنبال یاد گرفتن مهارت های بیشتری مثل یادگیری زبان انگلیسی، ورزش کردن و ... بکنم میتونم از این سال پیش رو یکسال رویایی بسازم.
الان حس نه خوب و نه بدی دارم ... الان کم کم باید آماده بشم برم خونه هژیر اینا. نوخه لاخیه ... الان هژیر و سیاوش اونجان و من و اصغر بعدا میریم پیششون. هژیر هم فردا کنکور تجربی داره...
خلاصه اینکه به کنکور خیلی خوشبینم و مطمئنم که با برنامه ریزی مناسب میتونم یه رتبه خوب بیارم و به مکانیک یا مهندسی پزشکی شریف یا مکانیک دانشگاه تهران برم ...
آمال و آرزوهای من فقط با رفتن به یکی از این دو محل محقق میشه ... انشاالله که موفق میشم.
**پایان پاکنویس برگه های A4