خرید بک لینک

دیشب حدود ساعت ۲۲:۳۰ خوابیدم و ساعت ۴ صبح بیدار شدم. یه مقدار نرمش کردم و صبحانه خوردم و توشه راه آماده کردم. ساعت ۵:۳۰ رفتم دنبال اصغر و رفتیم سمت اهواز. ساعت ۷ صبح دم چمران بودیم و رفتم با اتوبوسهای داخل دانشگاه سمت دانشکده کشاورزی. جام رو زود پیدا کردم و وسیلههام رو گذاشتم و رفتم دستشویی و برگشتم سر صندلیم. تا قبل ساعت ۸ که آزمون شروع بشه کنار دیوار راهرویی که توش بودم میایستادم و تابلوی اعلانات رو نگاه میکردم تا سرگرم باشم و از استرسم کم بشه.

روز قبل کنکور ریاضی و اقتصاد دوره کردم و لغت زبان خوندم. روحیه خوبی داشتم و با انگیزه. به خوبی استرسم رو مدیریت کردم و شبش هم راحت خوابیدم. صبح هم راحت بیدار شدم. قبل جلسه هم میزان استرسم زیاد نبود اما از پارسال بیشتر بود ولی خوب تونستم خودم رو مدیریت کنم.

مدبریت سر جلسهام هم خوب بود. تونستم برخلاف پارسال زمان رو خیلی خوب مدیریت کنم و تا لحظه آخر که بلندگوی سالن پایان آزمون رو اعلام کرد من تلاش خودم رو کردم. از خودم و تلاش سر جلسهام خیلی راضیم ولی از روند آماده سازی طبعا راضی نیستم و کمکاری کردم.الان هم که کمی سوالات و پاسخهای اساتید رو تو تلگرام چک کردم، اشتباهات بدی داشت.

به هر حال گذشت ...

ولی یک حقیقت تلخی رو سر جلسه کاملا متوجه شدم و تو مسیر پیادهروی از دانشکده به درب دانشگاه هر چی بهتر بهش فکر کردم، بیشتر باهاش موافق شدم. برای من بهتر این بود که در کنار اشتغال به کنکور هم میپرداختم.

البتهاین یه نظریه خامه و نمیتونم قطعی حرف بزنم. کنکور بیش از اندازه بیحساب کتاب و بی دقته! هر چقدر که برخی داوطلبها تلاش میکنن و برای پیروزی تمام توجه و دقت خودشون رو متمرکز میکنن؛ کنکور به همون اندازه بیبند و بار و بیمبالاته! حتی یک درصد توجهی که داوطلب به کنکور میکنه رو از طرف کنکور پس نمیگیره!

خلاصه اینکه فکر میکنم از یک سالی که گذشت خوب استفاده نکردم ولی از کنکور ناراضی نیستم و به رتبه زیر ۱۰۰ امید دارم.

+ مسعود من و عرفان رو دعوت کرده اصفهان. آخر هفته اونجام.

+ برگشتم حتما دنبال یه کار واسه سه چهار ماه آینده میگردم.

+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 16:1 توسط Me |

برچسب: نویسنده: یاسین رادمنش تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 22:21

صفحه بندی