خرید بک لینک

آخه مگه آزار داری ؟ :/

مریضی ؟ :/

چرا من بیشتر از هر کس دیگه ای باید از خودم بکشم!

الان شاید دو ماه از زمانی که با هماهنگی مشاور شروع کردم برای ارشد خوندن، میگذره. اما واقعا دارم مثل همیشه گند میزنم. مثل گذشته به گوه میکشم فرصت رو ...

اولین باره تو نوشته هام یه مقدار بی ادبی میکنم! ولی فکر میکنم برای توصیف کاری که دارم با خودم میکنم لازمه. در غیر اینصورت حق مطلب ادا نمیشه.

خیلی این روزا حرص و جوش میخورم. خیلی توانم تحلیل رفته و عملکرد مثبتم به منفی میل کرده.

خدایا من رو از دست خودم نجات بده ...

+ احمدوند انگار میخواد قلب رو به کلیه پیوند بزنه که اینقدر ناز میکنه!

مرد حسابی یه درس معرفی به استاد با تو داریم مثل آدم ایمیلی که بهت میزنیم رو جواب بده تا بیایم امتحان بدیم شرمون از اون دانشگاه کم شه دیگه! نمره پروژه هم که 17.5 داد و فقط انتقال داده مونده که این مردک اصلا جواب ایمیل نمیده پفیوز ...

فردا با فتحیان صحبت میکنم درس رو با فرنوش بردارم و دیگه تمومش کنم.

فکر کنم هفته دیگه باید برم همدان و دیگه با تمام خاطرات خوب و بد، با گرفتن مدرک لیسانس، پرونده پنج سال زندگی خوب/بد/بی هیجان/دوست داشتنی/شیرین/تلخ/بدون جسارت/پر از خط قرمز/سالم/پر خاطره در همدان رو برای دوره کارشناسی ببندم.

انشالله مثل گذشته خداوند یاری کنه سالم برم و سالم برگردم.

برچسب: آزار,آزار زنان,آزار و اذیت زنان,آزار زنان توسط,آزار حیوانات,آزارنکا,آزار سگ,آزار و اذیت,آزارا,آزار و اذیت دختر, نویسنده: یاسین رادمنش تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 16:23

صفحه بندی